غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
591
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و باد بطلب ظهير السلطنهء بابر ميرزا فرستاد و آنحضرت بعد از رسيدن حسن چلبى به دو روز از كابل بقندهار بازگشته آنخطه را بحيز تسخير و تصرف درآورد و آن جناب را باصناف انعام را كرام نوازش فرموده از مخصوصان خود ميرزا قلى را همراهش گردانيده رخصت معاودت ارزانى داشت آنگاه زمام ايالت قندهار را در قبضهء اقتدار ولد نامدار خود محمد كامران ميرزا نهاده بازگشت و حسن چلبى و ميرزا قلى در روز پنجشنبه بيست و سيوم شعبان بدار السلطنهء هراة رسيده كيفيت حالات زابلستان را بعرض رسانيدند و پيشكش گذرانيده ملحوظ عين لطف و احسان گرديدند و ميرزا قلى بعد از آنكه چند روز در ملازمت سدهء سنيهء خانى بود بانعام خلع فاخره و نقود وافره سرافراز شده مراجعت نمود در آن اثنا انيس الحضرة البهيه همت عالىنهمت بر سرانجام مهام ولايت گماشته زينلخان را بتفويض حكومت مملكت جرجان مفتخر ساخت و رايت ايالت زين الدين سلطان را در ولايت اسفراين و نيشابور برافراخت منصب فرمانفرماى سبزوار را بدستور استمرار بچگور كه سلطان داد و زمام قبضوبسط طوس و مشهد مقدسه را در كف كفايت بورون سلطان نهاد و چون در زمان امير خان دارائى آنسركار تعلق باحمد سلطان افشار ميداشت غبار نقار بر خاطرش نشسته اجازت توجه بدرگاه عالمپناه مطلبيد و مرخص گشته عنانيكران تا ولايت رى بازنكشيد و اينمعنى بعرض نواب پايهء سرير اعلى رسيده حكم همايون شرف نفاذ يافت كه هم از آنجا بازگشته در ولايات خراسان توطن نمايد و محكوم فرمان انيس الحضرة البهيه درمشخان بوده در طريق وفاق سلوك فرمايد لا جرم طبل مراجعت فروكوفت و بعد از وصول بدار السلطنهء هراة خان خجستهصفات احمد سلطان را منظور نظر لطف و مرحمت ساخته حكومت ولايت هراةرود و سركار لنگر مقدسهء غياثيه و ساخر و تولك و فراه و سبزوار و اوك و قلعهء كاه را برأى صوابنمايش مفوض گردانيد و برين قياس مهام جمهور حكام و اشراف انام بسرانجام اقتران يافته فرامين سيورغالات ارباب عمايم از اصاغر و اعاظم به امضاء رسيد ( و الحمد للّه العلى العظيم و الصلاة و السلام على حبيبه النبية الكريم ) گفتار در بيان طلوع توق مهر منجوق شاهزاده مظفرلوا ابو النصر سام ميرزا از افق دار الملك خراسان لازالت ساحتها منورة بانوار العدل و الاحسان چون نظام الدولة و الوزراة احمد بيك بپايهء سرير اعلى رسيد و كيفيت انتظام مهام دار السلطنهء هراة و ولايات را معروض گردانيد هرچند كه مفارقت شاهزاده سام بر خاطر همايون ارتسام صعب مينمود اما بنابر آرامش ملك و آسايش خلق فرمان جهانمطاع شرف اصدار يافت كه آن درى اوج سلطنت و سرافرازى متوجه ذروه عز و شرف خويش گردد و از امرا عظام خليفه محمد سلطان و سراج الدين بيك و هلهل بهادر با فوجى از اهل جلادت و تهور در ملازمت آنحضرت عزيمت نمايند و شاهزاده سام در ساعتى سعادت انجام